تبليغاتX
فرجام نوین

فرجام نوین

سیاسی اجتماعی

کوبیدن بر طبل جنگی ویرانگر


همه ما میدانیم که بعد از جنگ سرد، جهانی تک قطبی به سرکردگی آمریکا به گونه ای افسار گسیخته تاکنون بر طبق منافع خویش همه چیز را به پیش رانده است. بدیهی است که در این شرایط جنگ افروزی و اوباشیگری بی معنایی که نه توانایی مقابله و نه تغییر وضعیت حقوقی بین الملل با همه ضعفهایش وظیفه اوست، سفاهت سیاسی بی معنایی را به نمایش گذاشته است. سردمداران سیاست خارجی ایران، درست در چنین شرایطی به زعم خویش پایبندی خود را به آرمانهای انقلاب اسلامی و نمایش قدرت را یادآور میشوند، در حالیکه با مواضع سیاسی خود در این مدت، هیزم آتش جنگی ویرانگر را بر افروخته می نمایند که نه تنها امنیت و زندگی طبقات فرودست جامعه بلکه موجودیت اقتدار ارتجاعی آنها را نیز به خطر انداخته است.  آشفتگی و سراسیمگی از سرتاپای وجودشان باریدن گرفته و تناقض در موضعگیریهایشان به وضوح آشکار است. مشخص نیست که تا چه اندازه ظرفیت سازش بین المللی با این وضع باقی مانده است. اما پر واضح است که کوبیدن بر طبل جنگی ویرانگر نه تنها زندگی اقشار فقرزده جامعه را با تهدید و آتیه  ای ابهام انگیز روبرو خواهد کرد بلکه دودمان فرتوت چندین ساله ارتجاع حاکم را بر باد خواهد داد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:1  توسط سالار پاشایی  | 

    سرگردانی هویت و آسیبهای خطرناک حاصله

بحث نمودن از هویت و جوانب مختلف آن شاید مستلزم تعمق و کاری همه جانبه باشد که منظور نگارش این سطور نیست و به تنهایی نیز خود را ملتزم به جوابگویی آن نمی­داند. در جستاری گذرا تنها بر یک نکته و بخشی مشخص از سر فصل چنین بحثی تاکید خواهم کرد که شاید(البته از نظر نگارنده) بیش از هر چیزی در جامعه با آن درگیر باشیم. هویت افراد در جامعه و  سیر تحولات زندگی او به مثابه فرد، برآمده از موقعیتی طبقاتی است که به لحاظ اقتصادی در آن افتاده است، بدیهی است که خواه ناخواه مناسبات اجتماعی، شکل گیری شخصیت و کسب موقعیت اجتماعی، پیوستگی و ارتباط خیره­کننده­ای با آن را باخود به دنبال دارد. بدان معنی که پرورش اجتماعی و اخلاقیات برآمده از آن، برآیند سنتزی است که اکثراً با تغییر چنین موقعیتی، همه جوانب مختلفش را تحت الشعاع قرار خواهد داد. با دوری گزینی از هر نوع مطلق انگاری و بدون اینکه به سراغ دیگر دلایل این امر از جمله نوع سیستم سیاسی حاکم در جامعه برویم، با این حساب هویت طبقاتی فرد در بسیاری از مواقع، تعیین کننده و ریشه اصلی موارد یاد شده در زندگی و سرنوشت فرد را شکل میدهد. با بررسی اجمالی و از نگرشی انتقادی و بدون اینکه به غرقاب پوزیتویسمی انتزاعی افتاده باشیم، در می­یابیم که کل نظام اجتماعی چه ترکیب ناهمگون و بهم ریخته­ای را در خود جای داده است. تنها با درکی صحیح و علمی که نشات گرفته از رویکردی واقع بینانه و عدالتخواهانه است، خواهیم توانست چالشهای کلان و راهکارهای اساسی را برای آسیب دیدگیهای حاصله از آن تعیین نماییم، (امری که هدف اصلی این نوشتار را تشکیل نمی­دهد.)

در این میان خطرناکتر از هر چیزی عدم شناخت و درک عمیق و علمی فرد در جامعه از هویت واقعی خویش است که ناخواسته فرد را بنا به موقعیتی اجتماعی­ که کسب نموده در هر عرصه­ای که انتخاب نماید، به منجلاب اخلاقیات و مناسباتی گرفتار می­آید که صرفاً می­توانیم نام "هویتی سرگردان" را برای آن انتخاب نماییم. این سرگردانی هرگز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده و حاضر است هر چیزی را برای نیل به مقاصد شخصی خویش آنهم در اوج آشفتگی به خدمت بگیرد. در اینجا دیگر نه ثبات شخصیتی، نه آرامش و نه درکی عمیق و مسئولانه در برابر جامعه معنا خواهد داشت. گریز مدوام از واقعیات، منفعت پرستی شخصی، فرصت طلبی و گاهاً جبونی به خصائص بارز فرد مبدل شده و در مسیر آتی زندگی نیز او را همراهی خواهد کرد. این امر در حوزه سیاست( البته با رویکرد سیاسی ذکر شده در فوق) تصویری به لجن کشیده از خود به نمایش میگذارد که به هیچ وجه توانایی پنهان کردن اخلاقیات خویش را در هیچ موقعیتی نخواهد داشت. چرا که فروغلطیدن به عرصه قدرت و روابط سلطه با چنین وصفی که تاکنون از آن سخن راندیم، دیگر نه تنها رسالتهای واقعی سیاسی و مبارزاتی بلکه آرمانها و اعتقادات معین را نیز فدای زیستن و ماندن در گردونه روابط سلطه و مناسبات حاصله از آن خواهد کرد. دیگر فریب و نیرنگ ساده­انگارانه و اخلاقیاتی نازل در اوج فرومایگی به خدمت عقلانیتی ابزاری در خواهد آمد که افقهای محدود توام با دریایی حرص و ولع، به هویت واقعی فرد تبدیل می­شود. آزادگی و دمکرات منشی مقطعی نیز به سرپوش همه این واقعیات مبدل می­گردد، آسیبی رنج آور که در دراز مدت و در منصب قدرت به همکیشان خود نیز رحم ننموده و حذف فیزیکی نیز برایش به امری بدیهی و روزانه تبدیل می­شود.

بررسی آسیب شناسانه چنین امری مستلزم ابعاد فراوانی از این مسئله است که تنها و تنها با تعهدی مسئولانه و با زدودن اخلاقیاتی نازل و در دست داشتن پروژه­ای همه جانبه، تغیییر خواهد کرد. علاقه مندان به حوزه سیاست باید با تحلیلی نظری و جدی، بنیان پروژه­ای کلان را پایه گذاری نمایند که بتواند پرورش سالم افراد و تعیین سیستمی کارآمد و مدیر را جامه عمل بپوشاند. اگر آزادیخواهی، عدالت جویی، و تعهد در برابر سرنوشت میلیونها انسان رنجدیده در جامعه معنای خود را هنوز از دست نداده است، باید به چنین آسیبهایی و تلاش برای اتخاذ راهکار درست در عرصه سیاست اندیشید و چنین تعمقی را نیز به دیگران منتقل نماییم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 16:52  توسط سالار پاشایی  |