تبليغاتX
فرجام نوین -

فرجام نوین

سیاسی اجتماعی


                        درک جهان معاصر (۲)


سپری شدن دوران صنعتی و برآمدن جهان نوین و شبکه مانند، بدون شک بر زیربنای اقتصادی عظیمی که اقتصاد جهانی را در برگرفته شکل گرفته است. تجدید ساختارهای گریخته از بحرانهای گریبانگیر چند دهه ی گذشته به تغییر شیوه تولید، مناسبات تولید و تغییرات متعاقب آن انجامیده که بر دو فاکتور نوآوری و انعطاف پذیری به منظور نیل به بهره وری و توان رقابت بالا در سطح کلان تاکید شده است و همین جهش تدریجی بخش اساسی اقتصاد سرمایه داری نوین کنونی را تشکیل داده است. شکافهای بنیادین و تضادهای نگران کننده ی برآمده توام با این تحولات بزرگ در حوزه اقتصاد و اجتماع، بیش از هر زمانی ما را متوجه ی زیانهای وارده می نماید. تجزیه درونی نیروی کار به دو بخش اکثریت نیروی کار عمومی و غیر ماهر و بخش اقلیت مسلط بر تکنولوژی اطلاعاتی و با برنامه، ارجحیت تکنولوژی برتر و حذف اجتماعی میلیونها انسان تولید کننده که اکنون در مقام مصرف کننده ایی بی خاصیت و بی ارزش روز به روز به حاشیه رانده شده و بیش از پیش غرق در فقر و بی افقی گشته است و نهایتاً پایمال شدن تجربه و دستاوردهای زندگی کارگران تحت فشار بازار جهانی و منطق نوین آن، روندی را همراه با نگرانیهایی جدی به پیش میبرد که تضادهای طبقاتی و چند پارگی فاحش و خیره کننده آن از جمله مسائل قابل توجه و تاسف آور میباشند...............

از سوی دیگر و در این وضعیت در عرصه اجتماع نمایان و پدیدار شدن نهضتهای اجتماعی تاثیر گذاری همچون نهضتهای هویتی ملی گرایی، نهضتهای فمنیسم، محیط زیست، مخالفان نظم نوین جهانی، حقوق بشر، همجنسگرایی و بنیادگرایی اسلامی به مثابه ی واکنشهای مقاومت کننده و انتقادی، علی رغم به خدمت گرفتن دستاوردهای نوین تکنولوژیک عصر ارتباطات برای دستیازی به اهداف خویش در صدد پافشاری هر روزه بر حقوق خویش بوده و هر یک به طریقی سعی در پراکتیزه کردن انتقادات خویش و کسب اهداف و استراتژی خود میباشند. هر چند منطق جهان شبکه ای و اقتصاد پر قدرت آن حتی در عرصه اجتماع غیر همسویان خود را میخواهد به بیرون از قاعده و قلمرو خود براند، اما باید دید که این نهضتها نیز به چه طریقی پارادایمهای خود را از جامعه ی دلخواه ارائه میدهند و چگونه خواسته ها و مطالبات خویش را تحمیل خواهند نمود. در هر صورت برجسته شدن فرهنگهای نوین و متعدد و جای دادن خویش به مثابه ی مبنا و بستری پرتوان و ارتباط پیچیده و تنگاتنگ آن با قدرت و سرمایه از بسیاری جهات دورنمایی جداگانه را تعیین خواهد کرد. در این تردید نباید کرد که برای نمونه مناسبات جدید تولیدی، جایگاه پیدا نمودن فرهنگها و  ترقیهای عصر ارتباطات در عرصه اجتماع بحران پدرسالاری و زوال تدریجی آن را با خود نوید داده است، هر چند این تغییر شامل همه بخشهای این کره خاکی نمیشود اما بدون شک این روند دیر یا زود دوردست ترین مناطق در خواهد نوردید. آری پیچیدگیهای جهان معاصر و تغییر و تحولات در حال وقوع آن ما را بیش از هر زمانی در مقابل پرسشهای بیشمار و فراوان دیگری قرار میدهد که حوزه های دیگر انسانی و جامعه بشری را تسخیر نموده و  ما را با شتابی باور نکردنی در عصر کامپیوتر و تکنولوژی برتر  توام با نگرانی به دنبال خود میکشاند............

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 21:2  توسط سالار پاشایی  |