از یاد رفتگان هم عصر
جهانی شدن اطلاعات، پیشترفتهای عظیم اقتصادی، مدرنیزه شدن هرچه بیشتر زندگی امروزین بشریت معاصر و دیگر دستاوردهای قابل چشم بشری در همهی عرصهها، تنها بخشهای مشخصی از جامعهی انسانی معاصر را مشمول گشته است. در حقیقت رفاهیات، امنیت و آسایش در این دریای بیکران و پر تلاطم، تنها ارمغان قستمهای مشخصی از جوامع کنونی انسانی بوده و زندگی نوین و آرامش نسبی در سایهی دستاوردهای علمی و تکنولوژیک، نوید بخش رهایی و گسست از فرودستی و فقر مفرط برای همه بافتهای جامعه بشری نبوده است. از حذف شدگان اجتماعی آمریکا و آمریکای لاتین گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقای عقب مانده، فقر، بی عدالتی، عقب ماندگی و محرومیت شدید از زندگیای شایسته، روزانه انسانهای بیشماری را به کام انحرافات و آلودگیهای ناسالم اجتماعی و نهایتاً به کام مرگ فرستاده است.
از کار بیکار شدگان سیستم نوین تولیدی، تعرضات شرم آور شرکتهای چند ملیتی تولیدی و سرمایهداران قدرتمدار و عدم جوابگویی دولتهای حاکم، نتیجتاً خیل عظیم گرسنگان و راندهشدگان جامعه را به یکی از معضلات جدی و دردناک جامعهی امروزین مبدل نموده است. طبقات فرودست، زنان، کودکان و کارگران فقر زده هیچ گریزی جز فروغلطیدن به اقتصاد جنایی جهانی و یا تن دادن به ذلتهای غیر انسانی همچون افقی تحمیلی در زندگی پیش رو با خود ندارند. اگرچه در بخشی از این جوامع همچون آفریقا و بخشهای وسیعی از آسیا، مراحل تکامل اجتماعی همچون غرب پیموده نشده و بدین ترتیب دولتهای دیکتاتور حامی وضع موجود ستمهای مضاعفی را وارد آوردهاند، همچنین فرهنگ، مذهب و آداب و رسوم واپسگرایانه و عقب مانده نیز، وضعیتی وخیم و رنج آور را برای این کنشگران اجتماعی خلق نموده است.
هرچند در بیشتر این مناطق جنبشهای استقلال طلبانه و آزادیخواهانهی اصیلی بر ضد استعمار و دیکتاتوریهای سیاسی به پا خواسته و برای تغییر فلاکتهای وضع موجود به موفقیتهای مهمی دست یازیدند، اما به سرعت عیان گشت که" آزادی" نیز برای بر کرسی نشستگان جدید قدرت جز مستمسکی بیش نبوده و جامعه نیز تحت سیطرهی این قدرتهای محلی و منطقهای جدید، مجدداً به غرقاب فساد، فقر و فاصله فاحش طبقاتی و بازهم آزادی کشی سوق داده شده است و نهایتاً حفظ قدرت سیاسی_ اقتصادی، هدف و استراتژی اصلی اقلیتهای برقدرت نشسته به هر قیمتی بوده است نه آرزوها و خواستهای دیرین اقشار مختلف جامعه. از این رو تطبیق دادن خود با وضعیت جهانی در راستای منافع کلان قدرتمدران بازهم به معنای فراموش کردن زندگی و سرنوشت از یاد رفتگان معاصرو عرضه نمودن کاریکاتورهایی از دمکراسی و عدالت اجتماعی بوده است.
آزادی، هزاران افسون در آستین دارد که
آنانکه بندگی را وانهادهاند، هرگز نخواهند دانست
